و رستم یلی بود در سیستان...
شاهنامه گشوده شد و رستم پا به دنیای ما گذاشت. همان طور که فردوسی فرمود: سر گرد دارد و ریش دوشاخ، کمربند باریک و سینه فراخ... رستم خنجرش را برداشت، شاهنامه تکانی خورد و از هم گشوده شد، رستم به دنیا آمد اما این بار نه برای پسر کشی...آمد که بگوید اسطوره ها فقط در افسانه ها زندگی نمی کنند...


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 17:10 توسط سارا
|