دیداری دوستانه با دوستی عزیز
دیدن یک دوست نویسنده از نزدیک و هدیه گرفتن کتابش با امضای خودش بدون شک یکی از تجربه های زیبای زندگی ست :)
تجریش-12 بهمن 1393

دیدن یک دوست نویسنده از نزدیک و هدیه گرفتن کتابش با امضای خودش بدون شک یکی از تجربه های زیبای زندگی ست :)
تجریش-12 بهمن 1393

آیدا می گفت: آفرین چقدر زود بازار تهران را یاد گرفتی!!! می گفت من توی یاد گرفتن آدرس مشکل دارم. راستش من هم تا حدود زیادی مشکل داشتم. لبخند زدم و گفتم آیدا جان! بی کسی معلم خیلی خوبی ست. وقتی تنها باشی و مجبور باشی تنهایی خرید کنی باید روی پای خودت بایستی! باید خودت حواست باشد مسیرها را گم نکنی. وگرنه من هنوز توی بازار شیراز که خیلی کوچکتر است گاهی راه را گم می کنم. این روزها به این فکر می کنم که اگر زندگی در غربت آدم را افسرده و دیوانه نکند حتما باعث رشدت خواهد شد.
+وقت هایی که من بازار می روم آقای خاص سر کار هستند.