باران

آسمان تهران پس از این که سه شبانه روز یک نفس بارید، بالاخره امروز صبح آرام گرفت. کاش می شد این هوای مطبوع پاییزی را گذاشت داخل یک جعبه و پست کرد! تا همه با هم تنفس کنیمش...


این هم تصویری از حضور پاییز در حیاط خانه ی ما


* هرگاه به انسان (غافل و بی خبر) نعمت دهيم، روى مى‏گرداند و به حال تكبر از حق دور می شود; ولى هرگاه مختصر ناراحتى به او رسد، تقاضاى فراوان و مستمر (براى بر طرف شدن آن) دارد! (فصلت۵۱)

چای


من فکر می کنم هر کسی باید توی خانه اش یکی از این سماورها داشته باشد تا وقتی که حسابی خسته است برای خودش یک استکان چای بریزد. به غیر از این، یک کسی هم باید باشد که چای را با او بنوشد. آن وقت است که دنیا به آدم لبخند می زند...


*بدانید که زندگی در دنیا چیزی جز متاع فریب و غرور نیست! سوره ی حدید آیه ی20


پ.ن: روزهای بسیار سختی بر من گذشت. روزهایی که تا مرز ناامیدی رفتم و برگشتم. دوست ندارم با نوشتن از آنچه بر من گذشت خاطرتان ذره ای مکدر شود. اما خداوند بار دیگر حضورش را به من ثابت کرد. همان طور که خواجه ی شیراز وعده ام داده بود دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.